درباره وبلاگ


به وبلاگ beatit خوش آمدید.
امیدوارم شما دوستان عزیز لحظات خوبی در این وبلاگ داشته باشید.
مطالب این وبلاگ عمومی بوده و تنها راجع به یک موضوع نیست پس شما دوستان میتوانید مطالبی با موضوعات مختلف در این وبلاگ بخوانید.

مدیر وبلاگ : علی نهاوندی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام به وبلاگ من خوش آمدید لطفا پس از بازدید نظر بدهید
every thing you want
wellcome




ارلاندو جاناتان بلانشارد بلوم، متولد 13 ژانویه 1977، بازیگری انگلیسی است. اولین پیشرفت او با بازی در فیلم ارباب حلقه ها در نقش Elf-prince Legolas در سال 2007 حاصل شد و در سال 2003 بازی در مجموعه فیلم های دزدان دریایی کارائیب در نقشBlack smith در اولین قسمت این فیلم یعنی،Will turner را شروع کرد. سپس با بازی در فیلم های Elizabeth town و Kingdom of heaven به ستاره رسمی فیلم های هالیوودی تبدیل شد. او در فیلمNew York ,I love you ,sympathy for delicious و main street نیز به ایفای نقش پرداخت. بلوم اولین حضور حرفه ای خود را بر روی صحنه تئاتر در duke of york درst martin’s lane آغاز کرد. در 12 اکتبر 2009 اورلاندو سفیر حسن نیت یونیسف نام گرفت.

اولین حضور بلوم در سینما در نقش یک پسر اجاره ای، در فیلم wilde (1997) بود.2 روز بعد از فارغ التحصیل شدن او از مدرسه guildhall در سال 1999، اولین نقش اصلی خود را در فیلم ارباب حلقه ها (2007-2003) در نقش Legolas ایفا کرد. در واقع او برای بازی در نقش faramir، کسی که در قسمت دوم این فیلم ظاهرشد، گزینش شده بود اما کارگردان این فیلمpeter Jackson در عوض نقش legolas را برای او برگزید. اگرچه او در پشت صحنه، در حین تیرانداز ی، به دلیل افتادن از روی اسب یکی از دنده های خودرا شکست اما دوباره بهبود یافت و به تیراندازی ادامه داد. در همان زمان اورلاندو نقشی کوتاه را در فیلم جنگی Black Hawk Down در نقشPFC.Todd black burn ایفا کرد. موفقیت های او در فیلم Black Hawk Down و سه گانه ارباب حلقه ها، بلوم را از بازیگری ناشناخته، به یکی از بهترین بازیگران مشهور دنیا تبدیل کرد. در سال 2002 او به عنوان یکی از 25 ستاره معروف زیر 25 سال انتخاب شد و در لیست مجله 2004 به عنوان بهترین مرد مجرد هالیوود برای مردم، نامیده شد. همه بازیگران ارباب حلقه ها برای سه سال پیاپی نامزد جوایزScreen Actors Guild برای بهترین بازی گروهی شدند و سرانجام برای سومین فیلم یعنی بازگشت امپراطور در سال 2003 برنده شدند. بلوم همچنین جوایز دیگری را شامل: European Film Awards ,Hollywood Festival Award ,Empire Awardsو teen chice awards از آن خود کرده است و برای بسیاری دیگر کاندید شده است. بیشترین فروش موفقیت آمیز بلوم به دلیل بازی گروهی او بوده است. درخشش بعدی بلوم در برابر کیرا نایتلی و جانی دپ در فیلم دزدان دریایی کارائیب (نفرین مروارید سیاه) بود که مانند بمبی در تابستان 2003 صداکرد. بعد از موفقیت های کارائیب، کار بعدی بلوم در سینما، ایفای نقش paris بود که فردی مؤثر در جنگTrojan بود. او در بهار 2004 در فیلم troy، مقابل brad pitt و Eric bana و peter otooleبه ایفای نقش پرداخت. سپس در فیلمkingdom of heaven وElizabethtown(هردو در سال 2005) نقش اصلی را بازی کرد. در سال 2006 بلوم در قسمت بعدی دزدان دریایی (dead man’s chest ) به خوبی درخشید و مستقلا فیلم Haven را ساخت که در این فیلم تهیه کنندگی آن را بر عهده داشت. در همان سال او یکی از ستارگان مهمان در فیلم کمدی Extras بود که تصویر (پرتره) وی به صورت بسیار بزرگ، طوری بود که او را به صورت شخصی متکبر و خود شیفته نشان می داد که این تصویر به دلیل شباهتی که به جانی دپ داشت، نفرت دپ (کسی که در دزدان دریایی کارائیب همراه با او نقش ستاره را بازی می کرد) را برانگیخت.در سال 2006 اورلاندو مردی بود که بیشرین جستجو (search) را درGoogle news داشت و در می 2007 در 4 فیلمی بازی کرد که شامل 15 فیلمی بود که مضمونی طنزگونه داشت.

جدید ترین ایفای نقش اورلاندو، در فیلم دزدان دریایی کارائیب (پایان دنیا) است که در 24 می 2007 عرضه شد. بلوم، كه قصد داشت تا بعد از فارغ التحصیل شدن از مدرسه نمایشنامه نویسی و موزیک guildhall به بازیگری تبدیل شود که همیشه در حال کار است، اظهار کرد که می خواهد برای مدتی فیلم را رها کند و در عوض به ایفای نقش های تئاتری روی آورد. در طول تابستان 2007 در فیلم London revival of in celebration حضور پیدا کرد که توسطDavid storey ساخته شد و کاراکتر او در این فیلم یکی از سه برادری بود که به خانه والدینشان به مناسبت چهلمین سالگرد ازدواجشان باز می گردند. در 24 آگوست 2007، او اولین برنامه خصوصی تلویزیونی خود را ساخت که یک برنامه چینی بود و در آن مارک های لوازم آرایش shiseido تبلیغ می شد.در سال 2008 او قراردادی را برای ایفای نقشی کوچک در یک فیلم انگلیسی به نامAn Education امضا کرد اما برای بازی نقش اول در فیلم Red circle ساخته Johnny To کناره گیری کرد. همچنین در سال 2009 او یکی از ستاره هایی بود که در فیلم New York ,I love you بازی کرد، که یكی از 12 فیلم کوتاه ساخته شده بود.بلوم نقش Legolas را در فیلم The Hobbitادامه خواهد داد.





نوع مطلب : بیوگرافی، سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 بهمن 1390 :: نویسنده : علی نهاوندی
نظرات ()

ادل لوری بلو ادکینس ( Adele Laurie Blue Adkins) (متولد ۵ می‌۱۹۸۸) که بیشتر با لقب هنریش اَدِل شناخته می‌شود، خواننده و ترانه‌نویس انگلیسی است.
در سال ۲۰۰۸ آلبوم «۱۹» توسط آدل منتشر شد. نام این آلبوم از آن جایی که آدل آن را در سن ۱۹ سالگی‌اش ضبط کرد، ۱۹ نامیده شد. ۱۹ اولین آلبوم استودیویی آدل است. این آلبوم در سال ۲۰۱۱، با آن که هنوز ۳ سال از انتشار می‌گذشت، چهارمین آلبوم پرفروش سال ۲۰۱۱ در بریتانیا شد.

 آدل در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۱ آلبوم «۲۱» را منتشر کرد، که برای ۱۸ هفته نخستین آلبوم پرفروش بریتانیا (هرگز زنی در تاریخ موسیقی بریتانیا به چنین رکوردی دست نیافته است) و ۱۳ هفته پرفروش‌ترین آلبوم ایالات متحده بود. آلبوم ۲۱ در ۲۴ کشور جهان در رتبهٔ نخست جدول آلبوم‌های پرفروش بوده و در مجموع ۱۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.این آلبوم با فروش ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نسخه، پرفروش‌ترین آلبوم سال ۲۰۱۱ در بریتانیا است.شهرت جهانی وی بیشتر به دومین آلبوم استودیویی‌اش با نام «۲۱» که در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۱ منتشر شد برمی‌گردد. این آلبوم رکورد طولانی‌ترین مدت صدرنشینی در جدول پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی در بریتانیا را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت کرد. آهنگ‌های rolling in the deep و someone like you از همین آلبوم جز مشهورترین آهنگ‌های ادل است.





نوع مطلب : بیوگرافی، بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 بهمن 1390 :: نویسنده : علی نهاوندی
نظرات ()

زندگی

استیون پاول جابز در ۲۴ فوریهٔ ۱۹۵۵ در سان فرانسیسکو زاده شد و توسط پل رینهارد جابز (۱‌۹۲۲‌-۱۹۹۹۳) و کلارا جابز (۱۹۲۴-۱۹۸۶) به فرزندی پذیرفته شد.هنگامی که از «پدر و مادر خوانده» او سوال شد، جابز باپا فشاری پاسخ داد که پل و کلارا جابز «پدر و مادر من بودند».او بعدها در زندگی نامه غیر رسمی خود اظهار داشته که ۱۰۰۰ درصد آنها پدر و مادر من بودند. هنگامی که استیو ۵ ساله بود، خانواده جابز از سان فرانسیسکو به مانتین ویو کالیفرنیا نقل مکان کردند.

بعدها، پل و کلارا دختری به نام پتی را به فرزند خواندگی پذیرفتند. پل جابز که ماشین ساز کارخانه تولید کننده لیزر بود، مقدمات ابتدایی الکترونیک و طریقه کار با دستها را به پسرش آموزش داد.کلارا حسابدار بود و به او خواندن را پیش از رفتن به مدرسه آموخت.
 
کلارا جابز کارمند حقوق بگیر شرکت همکاران واریان که یکی از شرکت‌های های تک دره سیلیکون می‌باشد بود. همکاران واریان از اولین بنیاد‌های های تک محسوب می‌شود.در سال ۱۹۹۵ در پاسخ به این سوال که می‌خواهد چه چیزهایی را به فرزندانش منتقل کند چنین گفت: «تنها می‌خواهم برای آنها به همان خوبی باشم که پدرم برای من بود و تمامی مدت زندگی ام را نیز به این مساله فکر می‌کنم»
 
او که یک عرب آمریکایی بود.فرزند «جوآنی سیمپسون» و پدری سوری و مسلمان به نام «عبدالفتاح («جان») جَندَلی»، استاد دانشگاه در زمینهٔ علوم سیاسی، است. ابوالفتاح در سال ۱۹۵۵ به سان فرانسیسکو رفت و رابطه‌اش با یک دانشجو به نام «جوآن کارول شیبل»، منجر به تولد استیو شد..[نیازمند منبع] او در شهر گرین‌بی در ایالت ویسکانسین ایالات متحده بدنیا آمد. در آن برهه زمانی بزرگ کردن یک فرزند نامشروع توسط مادرش، چیز معمولی نبود، پس مادرش تصمیم گرفت زوجی پیدا کند تا استیو را به عنوان فرزندخوانده قبول کنند. ابتدا یک وکیل و همسرش خواستند او را به فرزندی بپذیرند، ولی این زوج منصرف شدند و تصمیم گرفتند یک نوزاد دختر را فرزندخوانده خود کنند. نیمه‌های شب، مادر استیو تماسی با «پل و کلارا جابز» گرفت و به آنها گفت: «ما یک فرزند ناخواسته داریم، آیا او را می‌خواهید؟» این زوج بی‌درنگ قبول کردند. در حالی که مادر استیو تصور می‌کرد، زوج پذیرنده نوزاد از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند، بعدها دریافت که کلارا از کالج فارغ‌التحصیل نشده و پل -فرزند یک کشاورز- دبیرستان را تمام نکرده‌است. پل جابز مکانیک یک شرکت تولید لیزر بود و کلارا جابز یک حسابدار بود. مادر استیو بعد از فهمیدن این مطلب، تا چند ماه حاضر نشد اوراق قانونی فرزندخواندگی را امضا کند، ولی با این تعهد که خانواده جابز او را به کالج خواهند فرستاد، سرانجام قبول کرد که فرزندخواندگی را به آنها بسپارد. نام «استیو پل» را در واقع نامادری و ناپدری برای این نوزاد آن هنگام نگون‌بخت انتخاب کردند. استیو، یک خواهر از پدر و مادر واقعی‌اش دارد به نام «مونا سیمسپون» او یک نویسنده‌است و با ریچارد اپل Richard James Appel که یکی از نویسندگان سریال محبوب سیمپسون‌ها است، ازدواج کرده‌است و دو فرزند دارد. استیو و مونا در کودکی با هم ملاقات نکرده بودند، اما حالا رابطه بسیار نزدیکی با هم دارند. ازدواج پدر و مادر تنی جابز چند سال بعد با طلاق پایان گرفت و جابزها هر دو مدت‌ها است، فوت شده‌اند. تا به امروز هر وقت صحبتی از پدر و مادر استیو به میان می‌آید، او سخنی از پدر و مادری واقعی خود نمی‌کند. تا آخر عمر، جابز از اینکه پاول و کلارا جابز را والدین ناتنی‌اش بخوانند، بیزار بود و ترجیح می‌داد که ایشان تنها به‌عنوان «والدین» او خوانده شوند.

شروع به کار

در سال ۱۹۷۶، وقتی جابز ۲۱ ساله و وزنیاک ۲۶ ساله بودند، شرکت رایانه‌ای اپل را در پارکینگ خانوادهٔ جابز، بنیان گذاشتند. اولین رایانهٔ شخصی‌ای که جابز و وزنیاک به بازار معرفی کردند اپل I نام داشت. قیمت این رایانه ۶۶۶ دلار و ۶۶ سنت بود.
 
در سال ۱۹۷۷، جابز و وزنیاک رایانهٔٔ اپل II را معرفی کردند که این رایانه به موفقیتی عظیم در بازار رایانه‌های خانگی تبدیل شد و شرکت اپل را به یکی از بازیگران صنعت در حال تولد رایانه‌های شخصی تبدیل کرد. در دسامبر ۱۹۸۰، شرکت رایانه‌ای اپل به شرکت سهامی عام تبدیل شد و با شاخص ابتدایی عرضهٌ عمومی (IPO) بالایی که کسب نمود، قدرت و نفوذ جابز بیش از پیش افزوده گشت. در همان سال، شرکت اپل، رایانهٔ اپل III را معرفی کرد که این رایانه با موفقیت کمتری در بازار مواجه شد.
 
هم‌زمان با رشد اپل، این شرکت جستجویی را برای یافتن مدیران مستعد که بتوانند آن را در مدیریت توسعه و گسترش کمک کنند، آغاز کرد. در سال ۱۹۸۳، جابز با به چالش‌طلبیدن جان اسکالی که یکی از مدیران پپسی کولا بود، او را تطمیع کرد که به‌عنوان مدیر عامل اپل کار کند. جابز به او گفته بود: «می‌خواهی که باقی زندگی‌ات را صرف فروختن آب‌-شکر بگذرانی، یا می‌خواهی شانس این را داشته باشی که دنیا را عوض کنی؟». در همان سال شرکت اپل، رایانه‌ اپل لیزا را معرفی کرد که با وجود پیشرفته بودن از نظر فناوری از بابت تجاری ناموفق از آب درآمد.
 
سال ۱۹۸۴ سال معرفی رایانه‌ مکینتاش بود. این رایانه اولین رایانه‌ای بود که واسط گرافیکی کاربر داشت و از نظر تجاری به موفقیت دست یافت. تولید و توسعهٔ مک توسط جف راسکین آغاز شده بود و گروه تولید و توسعه این رایانه در اپل تحت تأثیر فناوری‌ای بودند که توسط آزمایشگاه‌های زیراکس در پالوآلتو تولید شده بود ولی هنوز به شکل تجاری ارائه نشده بود. موفقیت رایانهٔ مکینتاش شرکت اپل را متقاعد کرد که تولید رایانهٔ اپل II را به نفع خط تولید جدید مکینتاش متوقف کند که این مساله تا به امروز ادامه یافته‌است.

در حالی که جابز یکی از شخصیت‌های پبش‌برنده و رهبران معنوی اپل بود، منتقدین این مسئله را نیز مطرح کرده‌اند که او مدیری دمدمی مزاج و شلوغ بوده‌است. در سال ۱۹۸۵، پس از یک کشمکش بر سر قدرت در درون این شرکت، هیئت مدیره جابز را از مسئولیت‌هایش خلع کرد و او نیز از این شرکت استعفا داد. با این تفاسیر باید توجه داشت که جابز بدلیل سهامدار بودن در شرکت رئیس هیئت مدیره شرکت باقی ماند.

پس از ترک اپل، جابز در سال ۱۹۸۵ با سرمایهٔ ۷ میلیون دلار شرکت رایانه‌ای دیگری را با نام نِکْسْت (به انگلیسی: Next Computer) بنیان گذاشت.«ایستگاه کاری نکست» (یکی از اولین محصولات این شرکت) نیز مانند رایانه‌ اپل لیزا از نظر فناوری پیشرفته بود اما به دلیل هزینه‌های بالای فناوری، هیچوقت قادر به ورود به جریان اصلی بازار نشد. برای کسانی که می‌توانستند هزینه‌های بالا را بپردازند خدمات این شرکت مطلوب بود و معمولاً پس از ارائه شدن به بازار باعث پیروی دیگر شرکت‌ها در آن زمینهٔ خاص نیز می‌گشت.به‌عنوان مثال یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های این شرکت سامانهٔ تولید و توسعهٔ نرم‌افزار مبتنی بر روشهای شی‌گرا بوده‌است.جابز معمولاً برای بازاریابی محصولات نکست به حوزه‌های دانشگاهی و علمی روی می‌آورد چرا که فناوری‌های جدید موجود در این محصولات بدیع و آزمایشی بوده و هنوز به شکل نهایی و بالغ نرسیده بودند. از این دسته محصولات می‌توان به هستهٔ ماک (Mach Kernel)، تراشهٔ پردازش سیگنال دیجیتال (DSP) و پورت اینترنت توکار (Built-in) اشاره کرد.

رایانهٔ نکست‌کیوب (NeXTCube) پیاده‌سازی ایده‌ فلسفی جابز در باره‌ یک رایانهٔ «بین شخصی» (Interpersonal) بود که به نظر او به‌عنوان قدم بعدی پس از رایانه‌های «شخصی» مطرح می‌شد

جابز شرکت نکست را با وسواسِ کمال و عالی بودن به هر بهای ممکن اداره می‌کرد. این توجه فراوان به جزئیات در نهایت باعث نابودی بخش سخت‌افزار این شرکت شد، اما از سوی دیگر، به دنیا نشان داد که جابز می‌تواند یک رایانهٔ مکینتاش را طراحی کند که از نمونهٔ اصلی‌اش (که توسط اپل طراحی و ساخته شده بود) بهتر باشد.جعبهٔ رایانهٔ نکست کیوب از فلز منیزیم بود که با لیزر برش داده می‌شد، در دید عموم نمونه‌ای از تلاش برای رسیدن به کمال به هر بهایی ذکر می‌شود.

بازگشت به اپل

در سال ۱۹۹۶ میلادی، اپل اعلام کرد که مایل است شرکت نکست را به قیمت ۴۲۹ میلیون دلار بخرد. این معامله در اواخر سال ۱۹۹۶ اجرایی شد.و جابز به شرکتی که خود تأسیس کرده بود بازگشت. در سال ۱۹۹۷ با از بین رفتن اطمینان هیئت مدیره به جیل آملیو مدیر ارشد عملیاتی اپل در آن زمان، جابز مدتی به‌عنوان مدیر موقت برگزیده شد. به هنگام بازگشت به اپل و بدست گرفتن مجدد رهبری این شرکت جابز از عنوان «iCEO» (مخفف interim chief executive به معنی «مدیر عامل موقت») که در آن CEO در زبان انگلیسی مخفف «مدیر ارشد عملیاتی» است، را استفاده کرد.در ماه مارس سال ۱۹۹۷ جابز بطور ناگهانی تعدادی از پروژه‌ها مانند اپل نیوتن، سایبر داگ و اپن داک را لغو کرد. در ماه‌های بعدی، بسیار از کارمندان دچار این ترس شدند که در صورت برخورد کردن به جابز در آسانسور شرکت «ممکن است وقتی در آسانسور باز می‌شود بی‌کار شوند. واقعیت این بود که تعداد افرادی که عذرشان توسط استیو از شرکت خواسته می‌شد اندک بود، ولی چند نفر قربانی کافیست تا ترس به دل کل اهالی شرکت بیافتد.»

 با خریدن شرکت نکست توسط اپل، اکثریت فناوری‌های آن نیز به محصولات اپل راه یافت و از میان آنها «نکست استپ» از همه قابل توجه‌تر است که در طول زمان رشد یافته و به مک اواس ده تبدیل شده‌است. اپل تحت رهبری جابز با معرفی رایانهٔ آی مَک فروش‌اش را به شکل قابل توجهی افزایش داد. از آن زمان، طراحی جذاب و نوآورانه اپل، محصولات این شرکت را محبوب ساخته‌است.
 
در سالهای اخیر، این شرکت با گسترش در حیطه‌های مختلف مواجه بوده‌است. با معرفی دستگاه قابل حمل پخش موسیقی آی‌پاد، رایانهٔ لوحی آی پد، نرم‌افزار موسیقی دیجیتال آی‌تیونز و فروشگاه موسیقی آی‌تیونز، شرکت اپل تاخت و تازی در زمینه‌ دستگاه‌های شخصی الکترونیکی و موسیقی بر خط به راه انداخته‌است. همراه با قدرت بخشیدن به نوآوری، جابز به کارمندانش گوشزد می‌کند که «هنرمند واقعی بسته‌بندی و ارسال می‌کند» ("Real artists ship") که منظور او از این حرف این است که تحویل محصول کارا در زمان مشخص شده همانقدر مهم است که نوآوری و طراحی محشر اهمیت دارند.

جابز سالها با حقوق یک دلار در سال برای اپل کار می‌کرد و این باعث شد نام او به‌عنوان «کم حقوق‌ترین مدیر ارشد عملیاتی» در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت شود. در سخنرانی افتتاحیهٔ نمایشگاه «مک‌ورلد اکسپو» در سانفرانسیسکو، حذف عنوان «موقت» از عنوان اداری جابز اعلام شد. باوجود اینکه حقوق او در اپل به شکل رسمی همان مقدار یک دلار در سال باقی مانده بود، او تعدادی هدیهٔ پربها از طرف هیئت مدیرهٔ شرکت دریافت کرد. از جمله این هدایا می‌توان به یک هواپیمای جت ۹۰ میلیون دلاری و کمتر از ۳۰ میلیون سهام شرکت اشاره کرد که اولی در سال ۱۹۹۰ و دومی در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ به او اعطا شده بود. بنابراین با وجود حقوق یک دلار در سال، از زحمات او در این شرکت بخوبی قدردانی شده بود.
 
جابز برای توانایی‌های خارق‌العاده‌اش در بازاریابی و کسب رضایت مشریان، هم‌زمان تشویق و نقد شده‌است و حتی به این توانایی‌ها، عنوان «حوزه تحریف حقیقت» داده‌اند که مخصوصاً در زمان سخنرانی‌های افتتاحیه در مک‌ورلد اکسپو|همایش‌ها و نمایشگاه‌های مک‌ورلد بارز می‌شوند. این مساله - حوزهٔ تحریف حقیقت - از جنبه‌ای دیگر به قیمت‌گذاری غیر رقابتی محصولات اپل (مانند قیمت بالای رایانهٔ G4) و اتخاذ تصمیماتی خارج از نیازهای بازار (مانند حذف رایانه‌های خانوادهٔ مکینتاش) نیز اشاره دارد. تمام تصمیمات جابز موافقت عام را کسب نکرده‌اند، به‌عنوان مثال تلاش‌های اپل برای بازاریابی محصولاتش در دههٔ ۸۰ میلادی با وجود کیفیت عالی فناوری برای خریداران سهام غریبه بود و آنها به خرید سهام شرکت «آی بی ام» روی آورند و سهام اپل با افت قیمت مواجه شد. بعده‌ها نیز شرکت مایکروسافت با تولید و توسعهٔ واسط گرافیکی کاربر ویژهٔ خود، ویندوز، به سلطهٔ اپل بر این حیطه پایان داد.

در سال ۲۰۰۵ جابز در پاسخ به انتقاداتی پیرامون برنامه‌های ضعیف شرکت اپل در مورد بازیافت زباله‌های الکترونیکی، در گردهمایی سالانهٔ اپل که در آوریل این سال در کاپرتینو برگزار شد، نسبت به این انتقادات مدافعین محیط زیست عکس‌العملی تند نشان داد. در این جلسه زمانی که یکی از نمایندگان برنامه‌های سرمایه‌گذاری مسئولانهٔ اجتماعی از وی پرسید که به چه دلیل برنامه‌های شرکت اپل در مورد بازیافت نتوانسته‌است به سطح برنامه‌های شرکت‌های دیگر رایانه‌ای چون دل و اچ‌پی برسد، جابز با «چرت و پرت» خواندن گلایه‌های مدافعین محیط‌زیست، منتقد مذکور را از میدان بدر کرد. با وجود این، چند هفتهٔ بعد، اپل اعلام کرد که آی‌پادهای خراب که باید بازیافت شوند را به رایگان از طریق فروشگاه‌های خرده‌فروشی‌اش جمع‌آوری خواهد کرد. جمعیتی فعال در زمینهٔ بازیافت زباله‌های الکترونیکی که با نام «Computer TakeBack Campaign» مشهور است، به این تصمیم شرکت اپل با نصب پرچمی به یک هواپیمای در حال پرواز برفراز محل برگزاری مراسم فارغ‌التحصیلی دانشجویان دانشگاه استانفورد - که سخنران افتتاحیهٔ آن جابز بود - عکس‌العمل نشان داد. روی پارچهٔ بسته شده به هواپیما نوشته شده بود: «استیو! بازیگر کوچکی نباش. همهٔ زباله‌های الکترونیکی را بازیافت کن!» ("Steve - Don't be a mini-player recycle all e-waste").

در آگوست ۲۰۱۱ جابز از سمت مدیرعاملی اپل استعفا داد اما در سمت رییس هیئت مدیره باقی ماند.پس از استعفای جابز، سهام اپل در عرض ۵ ساعت به میزان ۵ درصد افت کرد.

همراهی با پیکسار و دیزنی

در سال ۱۹۸۶ جابز و ادوین کتمول با همراهی هم استودیوی پویانمایی پیکسار را بنیان نهادند. [۴۵] این شرکت که در زمینهٔ پویانمایی رایانه‌ای فعالیت می‌کند در کالیفرنیا قرار دارد. [۴۶] این شرکت حول بخش گرافیک رایانه‌ای لوکاس فیلم شکل گرفت. این بخش را جابز به یک سوم قیمت مشخص شده به مبلغ ۱۰ میلیون دلار از جرج لوکاس خریده بود.[۴۵] پیکسار یک دهه بعد با ساخت فیلم‌های پیشرویی مانند «داستان اسباب‌بازی» معروف و موفق گردید که جابز تهیه‌کننده اجرایی این فیلم بود.[۴۷] از آن زمان به بعد این شرکت فیلم‌های پویانماهای دیگری مانند «زندگی یک حشره» (۱۹۹۸)، «داستان اسباب بازی ۲» (۱۹۹۹)، «شرکت هیولاها» (۲۰۰۱)، «در جستجوی نمو» (۲۰۰۳) و «شگفت‌انگیزان» (۲۰۰۴) را ساخته‌است که همهٔ آنها برندهٔ جوایزی بوده‌اند. سهام جابز در این شرکت در هنگام مرگ در حدود یک میلیارد دلار ارزش داشت. فیلم بعدی ساخته شده در این شرکت ماشین‌ها نام داشت که در سال ۲۰۰۶ نمایش داده شد.

در جستجوی نمو و شگفت‌انگیزان هر یک جایزه‌ بهترین فیلم پویانمایی از آکادمی اُسکار را دریافت کرده‌اند.

در ۲۴ ژانویه ۲۰۰۶، شرکت والت دیزنی، پخش‌کنندهٔ تمام فیلم‌های پویانمایی ساخته شده توسط پیکسار، معامله‌ای را که برای خریدن پیکسار در جریان بود، آشکار کرد. خبر این معامله که هنوز در جریان است، پس از تایید هیئت مدیرهٔ شرکت دیزنی اعلام شد. بر طبق مفاد این معامله، دیزنی به قیمت ۷٫۴ میلیارد دلار از سهام دیزنی را تشکیل خواهد داد.

جابز، به‌عنوان عمده‌ترین سهامدار پیکسار، پس از این معامله، بزرگ‌ترین سهامدار دیزنی خواهد شد که در حدود ۶ درصد از کل سهام این شرکت متعلق به او خواهد بود. همچنین جابز در هیئت مدیرهٔ دیزنی عضویت خواهد یافت.

سهام جابز در دیزنی از سهام مدیر ارشد عملیاتی پیشین این شرکت - آیزنر - که هنوز ۱٫۷ درصد از سهام دیزنی را در دست دارد، بیشتر خواهد بود. مدیرعامل دیزنی - روی ای. دیزنی - (دارای حدود ۱ درصد سهام شرکت)، آیزنر را بدلیل برخی مسائل از این شرکت اخراج نمود و به‌نظر می‌رسد معاملهٔ خرید پیکسار به این مسئله سرعت بخشیده‌است.

درگذشت

استیو جابز در سن ۵۶ سالگی در تاریخ چهارشنبه ۵ اکتبر ۲۰۱۱ حدود ساعت ۳ بعدازظهر در خانه‌اش در کالیفرنیا بر اثر عوارض ناشی از عودکردن بیماری‌اش (سرطان لوزالمعده) درگذشت.

در پی درگذشت وی واکنش های مختلفی از سمت افراد دیده شد:

باراک اوباما:استیو یکی از بزرگترین نوآوران آمریکا بود - آنقدر شجاعت داشت که طور دیگری بیاندیشد، آنقدر جسارت داشت که بداند می‌تواند جهان را تغییر دهد، و آنقدر استعداد داشت که آن را عملی کند. او با ساختن یکی از موفق ترین شرکت‌های جهان از پارکینگ خانه اش، روحیه خلاق آمریکایی را به نمایش گذاشت. او با شخصی کردن کامپیوترها و قرار دادن اینترنت در جیب ما، انقلاب اطلاعات را نه تنها قابل دسترسی بلکه شهودی و لذت بخش کرد.... استیو دوست داشت بگوید هر روز را طوری زندگی می‌کند که انگار آخرین روز زندگی اش است. به همین خاطر، او زندگی را دگرگون کرد، بعضی صنایع را از نو تعریف کرد، و به یکی از نادرترین دستاوردها در تاریخ بشر دست یافت: او شیوه دیدن جهان برای هر یک از ما را عوض کرد. جهان یک انسان صاحب بینش را از دست داده‌است. و شاید هیچ تعریفی بالاتر از این نباشد که بخش بزرگی از جهان از طریق دستگاهی که او اختراع کرد از درگذشت او آگاه شد. باراک اوباما با لورن همسر آقای جابز و خانواده او ابراز همدردی کرد.

بیلگیتس:در بیانه‌ای نوشته‌است که او و جابز نخستین بار ۳۰ سال پیش با یکدیگر دیدار کردند و در بیش از نیمی از عمرشان با هم همکار و رقیب و دوست بوده‌اند. جهان به ندرت شخصی را شاهد بوده‌است که به مانند جابز بر او تاثیرگذار بوده باشد و این تاثیرات را نسل‌های پرشماری حس خواهند کرد.

تیلر سوئیفت:من هیچگاه استیو جابز را ملاقات نکردم، اما خیلی دوست داشتم این کار را بکنم. چه فقدان غم انگیزی. من نمی‌توانم باور کنم. می‌خواهم با خانواده‌اش تماس بگیرم و به آن‌ها بگویم دوستشان دارم.





نوع مطلب : بیوگرافی، الکترونیک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 دی 1390 :: نویسنده : علی نهاوندی
نظرات ()


( کل صفحات : 11 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic