درباره وبلاگ


به وبلاگ beatit خوش آمدید.
امیدوارم شما دوستان عزیز لحظات خوبی در این وبلاگ داشته باشید.
مطالب این وبلاگ عمومی بوده و تنها راجع به یک موضوع نیست پس شما دوستان میتوانید مطالبی با موضوعات مختلف در این وبلاگ بخوانید.

مدیر وبلاگ : علی نهاوندی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام به وبلاگ من خوش آمدید لطفا پس از بازدید نظر بدهید
every thing you want
wellcome




مارشال بروس مدرز سوم (به انگلیسی: Marshall Bruce Mathers III) معروف به امینم(به انگلیسی: Eminem) و اسلیم شیدی (Slim Shady) آهنگساز، تهیه‌کننده، هنرپیشه و خوانندهٔ رپ اهل آمریکا است.

امینم قبل از شروع کار خوانندگی به عنوان یک تک‌خوان، عضو گروه رپ «دی ۱۲» بود که در سال ۱۹۹۶ شروع به کار کرده بود. گروه «دی ۱۲» پس از موفقیت انفرادی امینم موفقیت بسیاری کسب کرد. او همچنین یکی از اعضای گروه دو نفرهٔ «بد میتس اویل» نیز می‌باشد.

امینم در سال ۱۹۹۹ و با انتشار اولین آلبوم استودیویی‌اش با نام «اسلیم شیدی ال پی» به سرعت در بین مردم محبوب شد. این آلبوم توانست جایزهٔ گرمی «بهترین آلبوم رپ» را بدست آورد. آلبوم بعدی او «مارشال مدرز ال پی» بود که عنوان سریعترین فروش آلبوم یک خوانندهٔ انفرادی در آمریکا را کسب کرد و توانست جایزهٔ گرمی «بهترین آلبوم رپ» را بدست بیاورد. آلبوم سوم او با نام «نمایش امینم»به پرفروش‌ترین آلبوم جهان در سال ۲۰۰۲ تبدیل شد و چند جایزه گرمی نیز دریافت کرد و باعث شد که امینم به عنوان اولین رپری شناخته شود که ۳ بار جایزهٔ «بهترین آلبوم رپ» را پشت سر هم کسب کرده‌است. تعداد جایزه‌های گرمی او تا به امروز به ۱۳ عدد می‌رسد. امینم بعد از تور جهانی‌اش در سال ۲۰۰۵، مدتی از کارش کناره گرفت. او در سال ۲۰۰۹ آلبوم «برگشت» منتشر کرد. سپس در سال ۲۰۱۰ آلبوم «ریکاوری» را منتشر کرد که به موفقیت جهانی رسید و به پرفروش‌ترین آلبوم جهان در سال ۲۰۱۰ و همچنین پرفروش‌ترین آلبوم دیجیتال تاریخ موسیقی تبدیل شد.
 
تا با امروز ۸۰ میلیون نسخه از آثار امینم به فروش رفته است که باعث شده او به یکی از پرفروش‌ترین هنرمندان موسیقی جهان تبدیل بشود. در سال ۲۰۱۰ اعلام شد که امینم پرفروش‌ترین خوانندهٔ ده سال گذشته نیز بوده است.
 
در فهرست «۱۰۰ هنرمند عظیم موسیقی جهان در تمام دوران‌ها» که در سال ۲۰۰۵ و توسط شبکهٔ وی‌اچ‌وان رده‌بندی شد، امینم رتبهٔ ۷۹ را بدست آورد.او توسط مجلهٔ رولینگ استون در رتبهٔ ۸۲ فهرست «۱۰۰ هنرمند عظیم جهان در تمام دوران‌ها» قرار گرفت. همچنین او عنوان «بهترین رپر زندهٔ جهان» را از مجلهٔ «وایب» در سال ۲۰۰۸ دریافت کرد. امینم و گروه دی ۱۲ در کل ۱۰ آلبوم شمارهٔ یک در جدول بیلبورد ۲۰۰ دارد. او ۱۳ قطعه شماره یک در سراسر دنیا دارد. امینم در دسامبر ۲۰۰۹ جایزهٔ «هنرمند دهه» را از مراسم جایزهٔ بیلبورد دریافت کرد.
 
به گفتهٔ مجلهٔ بیلبورد، ۲ آلبوم از پنج آلبوم پرفروش دههٔ ۲۰۰۰ -در سراسر دنیا- متعلق به امینم است. در سال ۲۰۱۰ اعلام شد که موسیقی امینم ۹۴ میلیون بار (بیش از هر خوانندهٔ دیگری) تکثیر شد.
 
صفحهٔ امینم در وب‌گاه یوتیوب تا امروز بیش از ۱ میلیارد بازدید داشته‌است.
 
امینم از زمان موفقیت‌اش کارهای تجاری‌ای نیز انجام داده است. او برچسب شخصی خودش با نام «شیدی رکوردز» را با همکاری مدیربرنامه‌هایش، پائول روزنبرگ تاسیس کرد. او شبکهٔ رادیویی شخصی با نام «Shade 45» دارد. او از سال ۲۰۰۲ به حرفهٔ بازیگری روی آورد و تا به امروز نیز در چند فیلم همانند فیلم «هشت مایل» بازی کرده است.

زندگی شخصی

مدرز در میسوری، سنت جوزف به دنیا آمد. مادر او دبورا مدرز-بریگز و پدر او مارشال بروس مدرز جونیور هستند. اصالت او به اسکاتلند و انگلیس و در رده‌های دورتر به سوئیس و آلمان بر می‌گردد. وقتی ۱۸ ماهه بود، پدرش خانه را برای همیشه ترک کرد و او به تنهایی توسط مادرش بزرگ شد. تا قبل از این که او ۱۲ ساله بشود، آنها در خانه‌های زیادی در شهرهای مختلف میسوری(مثل سان جوزف و ساوانا و کانزاس سیتی) جابجا می‌شدند. تا اینکه در شهر وارن ایالت میشیگان (از شهرک های دیترویت)ساکن شدند. بعد از گوش دادن به آلبوم «گواهی نامه شده به ۳» از گروه «بیستی بویز» به هیپ-هاپ علاقه مند شد و قطعه‌هایی به صورت تازه کار با اسم مستعار «ام اند ام» اجرا کرد و عضو گروهی ملقب به «محصولات بیسمینت» شد و اولین آلبوم زیرزمینی خود را به نام «قدم گذاشتن به صحنه» منتشر کرد. آنها بعداً نام خود را به «سول اینتنت» تغییر دادند و حوالی سال ۱۹۹۵ تک آهنگ «خائن لعنتی» را با تهیه کنندگی شرکت «ماشینین داک رکوردز » منتشر کردند. با وجود اینکه مارشال به مدرسهٔ لینکولن در وارن می‌رفت، ولی گاهی در مبارزه‌های سبک آزاد رپ در مدرسهٔ آزبورن در آنسوی شهر شرکت می کرد.در همان زمان با برنده شدن در یک اجرا در یک کارخانه آمریکایی-آفریقایی توانست رضایت مخاطبان هیپ هاپ را به خود جلب کند.بعد از دو بار تجدید در کلاس نهم به دلیل مدرسه گریزی و نمرات نزدیک به تجدید، در ۱۷ سالگی ترک تحصیل کرد.

برای مطالعه ی ادامه بیوگرافی بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...



ادامه مطلب


نوع مطلب : بیوگرافی، بیوگرافی خواننده ها، سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 10 خرداد 1391 :: نویسنده : علی نهاوندی
نظرات ()

لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو در ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفورنیا متولد شد. پدرش جورج دی کاپریو نویسنده کتاب‌های کومیک و مادرش ارمهاین ایندربرکن و مادربزرگش هلنا ایندربرکن. اجداد لئوناردو اهل ایتالیا و آلمان بودند و سه/ چهارم دی کپریو در واقع آلمانی است. نام لئوناردو توسط مادر او و به خاطر نام لئوناردو داوینچی هنگامی که نقاشی این هنرمند را در ایتالیا مشاهده نمود بر او گذاشته شد. مادر و پدر لئو هنگامی که تنها یک سال داشت از یکدیگر طلاق گرفتند و لئوناردو همراه مادرش در محلهٔ فقیرنشینی با نام ایکو پارک که موسوم به زاغه‌های هالیوود است زندگی کرد و بزرگ شد.

او بازیگری را در ۵ سالگی با بازی در مجموعهٔ تلویزیونی رامپر روم آغاز کرد اما به علت رفتارش از پروژه اخراج شد و پس از آن تصمیم گرفت تا تحصیلاتش را به طور جدی آغاز کند و به مدرسه John Marshall High School پیوست. در ابتدای دوران کارش مدیر آژانس و مدیر برنامه‌هایش به او گوش زد کردند که نام «لئوناردو» بیش از حد غیر انگلیسی و خارجی است و او باید نامش را به لنی ویلیامز تغییر دهد اما لئوناردو نپذیرفت و با بازی در فیلم زندگی این پسر در سال ۱۹۹۳ وارد سینما شد. آغاز کار لئوناردو در ۱۹۸۹ با بازی در نقش گری بکمن در سریال تلویزیونی بود در همین هنگام بود که یکی دیگر از بازیگران سینما توبی مگوایر (Tobey Maguire) آشنا شد و دوستیشان تا کنون در جایش باقی است. در ۱۹۹۳ در نقش توبی در فیلم خوش درخشید و نامش در فهرست عنوان بهترین هنرپیشه نقش دوم قرار گرفت. در همان سال با ایفای زیبای نقش یک معلول ذهنی در فیلم چه چیزی گیلبرت گریپ را می‌خورد در کنار جانی دپ قرار گرفت که نمره‌اش کاندید شدن برای جایزهٔ اسکار در سن نوزده سالگی بود. در سال ۱۹۹۶ دی‌کاپریو در نقش رومئو در فیلم جدید رومئو و ژولیت (اثر شکسپیر) حاضر گشت. اما با این همه فعالیت و کارنامهٔ خوب هنری فیلم پر سرو صدای تایتانیک (۱۹۹۷) بود که او را تبدیل به فوق‌ستاره‌ای در دنیای هالیوود کرد.

بعد از موفقیت بزرگ تایتانیک او حضوری نه چندان دلچسب در فیلم سلبرتی وودی آلن داشت و بعد از آن نیز در سال ۲۰۰۰ یعنی ۴ سال بعد از تایتانیک در مصاحبه‌ای با مجله تایم اقرار کرد که دوران تایتانیک برای او سخت‌ترین دوران بوده‌است. لئوناردو می‌گوید: «در زمان تایتانیک هیچ گونه رابطه‌ای با خود نتوانستم برقرار کنم، دیگر به آن شهرت دست نخواهم یافت و انتظار مجددش را هم ندارم و چیزی نیست که من حال به دنبالش باشم».
 
بعد از آن لئو ناردو در فیلم ضعیف ساحل ظاهر شد فیلمی که نه از نظر منتقدان و نه از نظر تماشگران راضی‌کننده نبود و با شکست تجاری شدید مواجه شد.
 
در سال ۲۰۰۲ دی‌کاپیرو خود را از دنیای پر زرق و برق هالیوود و عکس‌های کلیشه‌ای مجلات دور کرد و تمرکزش را به روی دو اثر موفق اگه می‌تونی منو بگیر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و دار و دسته‌های نیویورکی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی را در کارنامه‌اش قرار داد که هر دو فیلم مورد توجه منتقدین قرار گرفتند و نمرات زیادی را دریافت نمودند و هر دو نزدیک به هم اکران شدند. او برای ایفای نقش فرانک آبیگنل جونیور در فیلم اگه می‌تونی منو بگیر نامزد دریافت گوی طلایی شد. بعد از آن نوبت به اثر قابل توجه هوانورد که بر اساس زندگی واقعی هاوارد هیوز کارگردان و هوانورد معروف آمریکایی ساخته شده بود رسید. دومین کار مشترک اسکورسیزی دومین کاندیدایی جایزه اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول را برای او به ارمغان آورد.
 
همچنان دی‌کاپریو همکاریش را با اسکورسیزی ادامه داد به طوری که خیلی‌ها او را دنیروی جدید اسکور می‌خوانند گرچه هنوز هیچ اسکاری نصیبش نشده‌است.
 
دی‌کاپرو در سال ۲۰۰۵ مشغول همکاری سومش با اسکورسیزی به نام رفتگان با حضور ستارگان دیگری چون جک نیکلسون، الک بالدوین و مت دیمون شد در ضمن هنوز ۲ همکاری دیگر مارتین اسکورسیزی و دی‌کاپریو باقی مانده‌است. در این سال او برای سومین بار برای بازی در فیلم الماس خونین نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
 

او فعالیت‌های وسیعی را برای منابع طبیعی به خصوص در حفظ و نگه‌داری گوریل‌ها انجام می‌دهد و نیز تقبل بخشی از کمک‌های بیمارستان لس آنجلس که مخصوص کودکان سرطانی است را به عهده دارد. لیو با موفقیت در سال ۲۰۰۶ به استراحتی کوتاه پرداخت و مشغول ساختن فیلمی در مورد محیط‌زیست شد و این فیلم را به جشنواره فیلم کن برد. همچنین او در فیلم جاده انقلابی (۲۰۰۸) یک بار دیگر با کیت وینسلت همبازی شد. در سال ۲۰۱۰ او در دو فیلم جزیره شاتر و تلقین حضور یافت که هردو از پرفروش ترین فیلم های ان سال شناخته شدند. در آمد او در سال ۲۰۱۰ به ۶۰ میلیون دلار تخمین زده شد.





نوع مطلب : بیوگرافی، سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: نویسنده : علی نهاوندی
نظرات ()

جیم کری با نام «جیمز یوجین کری» در 17 ژانویه 1962 در کنادا به‌دنیا آمد. پدرش ساکسیفونیست جاز بود و به همین دلیل از کودکی در نمایش‌ها و برنامه‌های کمدی حضور داشت. با بی کاری پدرش وضعیت خانواده نا مساعد شد و وی مجبور شد بعد از مدرسه در یک کارخانه کار کند. به همین دلیل دبیرستان را رها کرد و پس از مدتی کارگری در ۱۹ سالگی از تورنتو به لس آنجلس نقل مکان کرد.
 
در هالیوود مدتی اجراهای کمدی تک نفره را در کلوب‌های شبانه تجربه کرد و آرام آرام وارد سینما شد.
 
تا یک دهه پس از انجام فعالیت‌های سینمایی نقش مهمی را بدست نیاورد. در اولین فیلمهایش هیچ نشانی از استعدادهای نمایشی خود بروز نداد و در سالهای بعد شاید مهمترین فیلم کارنامه‌اش پگی سو ازدواج کرد از فرانک کوپولا باشد که نقش حاشیه‌ای را در آن بعهده داشت. تا پایان سال ۱۹۹۲ جمعا در هشت فیلم و چند مجموعه تلوزیونی ایفای نقش کرد و در بعضی از آنها با نام جیمز کری ظاهر شد.
 
اما «ایس ونچورا» پایان این دوره از فعالیت‌هایش بود. در این فیلم شادیاک جیم کری هم یکی از سه فیلمنامه‌نویس بود و نقش نخست را نیز بر عهده داشت و برای هر دو این کار تنها ۳۵۰ هزار دلار دستمزد گرفت.
 
در اینجا بود که برای نخستین بار قابلیت‌های فراوان کمدی‌اش را به نمایش گذاشت و همین سبب شد با دستمزد کمی بیشتر نقش اول فیلم ماسک را از آن خود کند.
 
نمایش این دو فیلم در فاصله‌ایی کوتاه و فروش بالای هردو کری را تبدیل به یک ستاره کرد. برای احمق و احمق‌تر در همان سال ۷ میلیون دلار دستمزد گرفت و با قبول نقش ریدلر در فیلم همیشه بتمن که قبلا توسط رابین ویلیامز رد شده بود نشان داد که می‌خواهد متفاوت نیز باشد. در ۱۹۹۵ با نمایش قسمت دوم «ایس ونچورا» محبوبیتش بیشتر شد. در همین سال پس از هشت سال زندگی با «ملیسا وومر» که پیشخدمتی ساده بود از وی طلاق گرفت و یک سال بعد با لورن هالی همبازی‌اش در احمق و احمق‌تر ازدواج کرد که این هم یکسالی بیشتر دوام نیاورد.
 
پس از موفقیت ۴ کمدی پی در پی‌اش برای فیلم «نصب کننده تلویزیون کابلی» (مرد کابلی) ۲۰ میلیون دلار دستمزد گرفت تا لقب گرانترین ستاره کمدی را از آن خود کند.
 
شکست تجاری «نصب کننده...» که بیشتر بدلیل چرخش او از طنز سطحی به طنز تلخ بود بلافاصله با فیلم «دروغ گو دروغ گو» با همان چهره قبلی جیم کری دوباره موقعیت کاری او را مستحکم کرد.

پس از این فیلم نشان داد که جایگاهی که در آن قرار گرفته است راضی‌اش نمی‌کند و سعی فراوانی کرد تا در فیلم کارگردان‌های مطرح تر ظاهر شود و حاصل این تلاش بازی در نمایش ترومن از پیتر ویر بود که با شکستن دستمزدش به آن رسید.

نقش آفرینی کری در این فیلم خیره کننده بود و جایزه گلدن گلوب را برایش به ارمغان آورد. در دو فیلم بعدی‌ او یعنی «مردی در ماه» و فیلم «من، خودم و آیرین» نیز خوب ظاهر شد و برای «مردی در ماه» دوباره جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد و با دومی نیز محبوبیت بیشتری در بین سینماروها و صاحبان کمپانی‌ها بدست آورد.

از آغاز فیلم‌برداری «من، خودم و آیرین» با همبازی‌اش رنی زلوگر رابطه‌ایی نزدیک داشت که تا آستانه ازدواج هم پیش رفت اما جنجال‌ها و حواشی رسانه‌ایی سبب شد این ازدواج منتفی شود.

اگر جری لوییس جایگزین ستاره‌های کمدی سینمای صامت بود جیم کری هم همان خصوصیات را از وی به عاریت گرفت و به آنها روح زمانه و سینمای مدرن دهه ۱۹۹۰ را دمید. در کمدی‌های جیم کری پرده دری‌های اخلاقی و شوخی‌های گاه وقیح به شلوغی و طنز بزن و بکوب جری لوییس و هم دوره‌هایش اضافه شده است.

در سالهای پایانی دهه ۱۹۹۰ کری سعی فراوانی کرد تا تنها یک کمدین موفق در گیشه نباشد. پذیرفتن نقش «ریدلر» در «همیشه بتمن» که نه نقش اول بود و نه دستمزد بالایی داشت و بعد از «نصب کننده تلویزیون کابلی» و عدم موفقیت هردو او را نا امید نکرد و با بازی در «نمایش ترومن» و «مردی در ماه» به آن هدف خود رسید.

هر چند در این سالها آکادمی، او را حتی شایسته دریافت کاندیدایی اسکار هم ندانست اما او هم از سوی کانون‌های منتقدان و هم از سوی جشنواره‌ها و هم در مراسم اهدای جوایز سالیانه مورد تقدیر قرار گرفت.

با بازی در فیلم خیره کننده «درخشش ابدی یک ذهن پاک» تجربه جدیدی را پشت سر گذاشت و نشان داد که در غیر کمدی نیز می‌توانند خوش بدرخشد.

کری با دو چهره متفاوت و حرکات مخصوص به خود در آسمان سینمای امروز ستاره‌ای محبوب است و همین دو چهره باعث می‌شود وی بازیگر مطرحی در سینمای معاصر به شمار آید.

  





نوع مطلب : بیوگرافی، سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 فروردین 1391 :: نویسنده : علی نهاوندی
نظرات ()


( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic