درباره وبلاگ


به وبلاگ beatit خوش آمدید.
امیدوارم شما دوستان عزیز لحظات خوبی در این وبلاگ داشته باشید.
مطالب این وبلاگ عمومی بوده و تنها راجع به یک موضوع نیست پس شما دوستان میتوانید مطالبی با موضوعات مختلف در این وبلاگ بخوانید.

مدیر وبلاگ : علی نهاوندی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام به وبلاگ من خوش آمدید لطفا پس از بازدید نظر بدهید
every thing you want
wellcome




لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو در ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفورنیا متولد شد. پدرش جورج دی کاپریو نویسنده کتاب‌های کومیک و مادرش ارمهاین ایندربرکن و مادربزرگش هلنا ایندربرکن. اجداد لئوناردو اهل ایتالیا و آلمان بودند و سه/ چهارم دی کپریو در واقع آلمانی است. نام لئوناردو توسط مادر او و به خاطر نام لئوناردو داوینچی هنگامی که نقاشی این هنرمند را در ایتالیا مشاهده نمود بر او گذاشته شد. مادر و پدر لئو هنگامی که تنها یک سال داشت از یکدیگر طلاق گرفتند و لئوناردو همراه مادرش در محلهٔ فقیرنشینی با نام ایکو پارک که موسوم به زاغه‌های هالیوود است زندگی کرد و بزرگ شد.

او بازیگری را در ۵ سالگی با بازی در مجموعهٔ تلویزیونی رامپر روم آغاز کرد اما به علت رفتارش از پروژه اخراج شد و پس از آن تصمیم گرفت تا تحصیلاتش را به طور جدی آغاز کند و به مدرسه John Marshall High School پیوست. در ابتدای دوران کارش مدیر آژانس و مدیر برنامه‌هایش به او گوش زد کردند که نام «لئوناردو» بیش از حد غیر انگلیسی و خارجی است و او باید نامش را به لنی ویلیامز تغییر دهد اما لئوناردو نپذیرفت و با بازی در فیلم زندگی این پسر در سال ۱۹۹۳ وارد سینما شد. آغاز کار لئوناردو در ۱۹۸۹ با بازی در نقش گری بکمن در سریال تلویزیونی بود در همین هنگام بود که یکی دیگر از بازیگران سینما توبی مگوایر (Tobey Maguire) آشنا شد و دوستیشان تا کنون در جایش باقی است. در ۱۹۹۳ در نقش توبی در فیلم خوش درخشید و نامش در فهرست عنوان بهترین هنرپیشه نقش دوم قرار گرفت. در همان سال با ایفای زیبای نقش یک معلول ذهنی در فیلم چه چیزی گیلبرت گریپ را می‌خورد در کنار جانی دپ قرار گرفت که نمره‌اش کاندید شدن برای جایزهٔ اسکار در سن نوزده سالگی بود. در سال ۱۹۹۶ دی‌کاپریو در نقش رومئو در فیلم جدید رومئو و ژولیت (اثر شکسپیر) حاضر گشت. اما با این همه فعالیت و کارنامهٔ خوب هنری فیلم پر سرو صدای تایتانیک (۱۹۹۷) بود که او را تبدیل به فوق‌ستاره‌ای در دنیای هالیوود کرد.

بعد از موفقیت بزرگ تایتانیک او حضوری نه چندان دلچسب در فیلم سلبرتی وودی آلن داشت و بعد از آن نیز در سال ۲۰۰۰ یعنی ۴ سال بعد از تایتانیک در مصاحبه‌ای با مجله تایم اقرار کرد که دوران تایتانیک برای او سخت‌ترین دوران بوده‌است. لئوناردو می‌گوید: «در زمان تایتانیک هیچ گونه رابطه‌ای با خود نتوانستم برقرار کنم، دیگر به آن شهرت دست نخواهم یافت و انتظار مجددش را هم ندارم و چیزی نیست که من حال به دنبالش باشم».
 
بعد از آن لئو ناردو در فیلم ضعیف ساحل ظاهر شد فیلمی که نه از نظر منتقدان و نه از نظر تماشگران راضی‌کننده نبود و با شکست تجاری شدید مواجه شد.
 
در سال ۲۰۰۲ دی‌کاپیرو خود را از دنیای پر زرق و برق هالیوود و عکس‌های کلیشه‌ای مجلات دور کرد و تمرکزش را به روی دو اثر موفق اگه می‌تونی منو بگیر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و دار و دسته‌های نیویورکی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی را در کارنامه‌اش قرار داد که هر دو فیلم مورد توجه منتقدین قرار گرفتند و نمرات زیادی را دریافت نمودند و هر دو نزدیک به هم اکران شدند. او برای ایفای نقش فرانک آبیگنل جونیور در فیلم اگه می‌تونی منو بگیر نامزد دریافت گوی طلایی شد. بعد از آن نوبت به اثر قابل توجه هوانورد که بر اساس زندگی واقعی هاوارد هیوز کارگردان و هوانورد معروف آمریکایی ساخته شده بود رسید. دومین کار مشترک اسکورسیزی دومین کاندیدایی جایزه اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول را برای او به ارمغان آورد.
 
همچنان دی‌کاپریو همکاریش را با اسکورسیزی ادامه داد به طوری که خیلی‌ها او را دنیروی جدید اسکور می‌خوانند گرچه هنوز هیچ اسکاری نصیبش نشده‌است.
 
دی‌کاپرو در سال ۲۰۰۵ مشغول همکاری سومش با اسکورسیزی به نام رفتگان با حضور ستارگان دیگری چون جک نیکلسون، الک بالدوین و مت دیمون شد در ضمن هنوز ۲ همکاری دیگر مارتین اسکورسیزی و دی‌کاپریو باقی مانده‌است. در این سال او برای سومین بار برای بازی در فیلم الماس خونین نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
 

او فعالیت‌های وسیعی را برای منابع طبیعی به خصوص در حفظ و نگه‌داری گوریل‌ها انجام می‌دهد و نیز تقبل بخشی از کمک‌های بیمارستان لس آنجلس که مخصوص کودکان سرطانی است را به عهده دارد. لیو با موفقیت در سال ۲۰۰۶ به استراحتی کوتاه پرداخت و مشغول ساختن فیلمی در مورد محیط‌زیست شد و این فیلم را به جشنواره فیلم کن برد. همچنین او در فیلم جاده انقلابی (۲۰۰۸) یک بار دیگر با کیت وینسلت همبازی شد. در سال ۲۰۱۰ او در دو فیلم جزیره شاتر و تلقین حضور یافت که هردو از پرفروش ترین فیلم های ان سال شناخته شدند. در آمد او در سال ۲۰۱۰ به ۶۰ میلیون دلار تخمین زده شد.





نوع مطلب : بیوگرافی، سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: نویسنده : علی نهاوندی
نظرات ()

ساعت هوشمند سونی، وسیله ای کوچک و مبتنی بر اندروید است که با وصل شدن به بند همراه آن می‌تواند به یک گوشی هوشمند، تبدیل شود. این دستگاه می‌تواند از طریق بلوتوث به گوشی اندرویدی داخل جیبتان وصل شود و بسیاری از کارها اعم از خواندن پیام ها و ایمیل ها و چک کردن شبکه‌های اجتماعی از طریق آن بدون آنکه گوشی را از جیبتان خارج کنید انجام شود.

برای یک طرفدار اندروید که همه نوع محصول اندرویدی دارد، یک ساعت هوشمند اندرویدی نیز می‌تواند جذاب باشد. یک ساعت مچی اندرویدی که از طریق بلوتوث می‌تواند به گوشی هوشمند گوگلی‌تان متصل شود.

این ساعت می‌تواند یک نمایشگر دیگر برای دستگاه اندرویدی داخل جیبتان باشد. ساعت هوشمند سونی با برخی وقایع مانند تماس ورودی می‌لرزد. این کاربرد ساعت برای افرادیکه همواره چند Missed Call دارند، بسیار مفید است. علاوه بر این می‌توانید روی آن پیام ها و ایمیل هایتان را بخوانید و بدون آن که گوشی هوشمندتان را از جیب خارج کنید فیس بوک و توئیتر را چک کنید.

اگر انجام چنین کارهایی روی یک صفحه OLED لمسی ۱٫۳ اینچی که روی مچ دستتان قرار دارد برایتان جذاب است، پس بد نیست بدانید که این محصول سونی تا پیش از این در بریتانیا موجود بوده و اکنون هم با قیمت ۱۵۰ دلار در آمریکا عرضه می‌شود.





نوع مطلب : الکترونیک، علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1 خرداد 1391 :: نویسنده : علی نهاوندی
نظرات ()

یکی از نکاتی که در تک تک سرویس های جدید کمپانی گوگل لمس می شود میل به تغییر شیوه زندگی به حالت مدرن است. هم اکنون این کمپانی پرده از پروژه شگفت انگیز و جدید خود یعنی عینک هوشمند بر می‌دارد. عینک های آنلاینی که می توانند بهترین گجت برای همراهی و کمک به شما در طول روز باشند. در این نوشته از تورتک به آشنایی با این محصول گوگل با نام Project Glass می پردازیم.

عینک هوشمند گوگل قرار است به شما در انجام کارهای روزانه کمک کند با این تفاوت که منبع اصلی این عینک برای جمع آوری اطلاعات سرویس های دیگر گوگل و شاید اطلاعات موجود دیگر در اینترنت است. این عینک در حقیقت شامل یک نمایشگر برای نمایش محتوا به شما و یک سیستم تشخیص صدا و حرکت چشم است تا بتواند خواسته های شما را انجام دهد. تنها کافی است برای استفاده از اینترنت و کمک گرفتن از این دستگاه در کارهای روزانه خود در اینترنت صحبت کنید تا همه چیز برای شما انجام شود.

هنوز از طرف کمپانی گوگل اطلاعات زیادی درباره این عینک های هوشمند که یکی از محصولات فیزیکی گوگل هستند انتشار نیافته است اما با دیدن ویدئو انتشار یافته در سایت رسمی گوگل می توان حدس هایی از چگونگی کار این عینک و امکاناتی که قرار است در اختیار استفاده کنندگان خود بگذارد بزنیم. گوگل هم اکنون پروژه تولید این عینک ها را Project Glass نام گذاری کرده است و از کاربران خود می خواهد تا می توانند پیشنهاد های جدیدی برای افزایش کارایی این عینک های هوشمند بدهند.

با توجه به امکاناتی که در ویدئو انتشار یافته برای معرفی اینگونه عینک ها انتشار یافته است هم اکنون نیز گوگل می تواند به صورت انبوه و البته با قیمت مناسبی این عینک هوشمند را عرضه کند. بله ، همانطور که می بینید این عینک ها از دیگر سرویس های ارائه شده توسط کمپانی گوگل مانند شبکه مجازی گوگل پلاس ، نقشه گوگل ، سرویس تشخیص گفتار ، گوگل موزیک ، تقویم گوگل و … که با همگی آن ها قبلاً در سایت تورتک آشنا شده ایم استفاده می کند و برای پردازش اطلاعات بعید نیست تصمیم گرفته شود از سیستم عامل اندروید استفاده شود. گوگل با توسعه سرویس های مختلف هم اکنون قدرت انجام پروژه های زیادی را دارد که هر کدام از آن ها می توانند به تحولات بزرگی در تکنولوژی تبدیل شوند.





نوع مطلب : الکترونیک، علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1 خرداد 1391 :: نویسنده : علی نهاوندی
نظرات ()


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic